تبليغاتX
با نفس هایم

shabehyan

شاپور بهیان

shabehyan

http://shabehyan.blogfa.com

با نفس هایم

با نفس هایم

با نفس هایم

با نفس هایم

فریدیناند مایر و نظر لوکاچ در باره آثار او

 

 

 

 

کنراد فردیناند مایر(1825-1898)از شاعران و نویسندگان ادبیات آلمانی زبان سویس در قرن نوزدهم است. از جمله رمان های او آخرین روزهای هوتن، گئورگ یانیچ، پیرمقدس[با ترجمه محمود حدادی]،است. لوکاچ در فصلی از کتاب خود رمان تاریخی به تفصیل به آثار این نویسنده می پردازد. قبل از ارائه نظر لوکاچ  درباره مایر،لازم است درباره تصور خود لوکاچ از رمان تاریخی،مختصری بگویم: رمان تایخی از نظر لوکاچ آن نوع رمانی است که ویژگی اصلی اش، public character یا سرشت عمومی است  که می دانیم این اصطلاح از واژه های انگلس در  کتاب مالکیت و خانواده است. لوکاچ رمان را حماسه بورژوازی خوانده است. رمان تاریخی را هم ژانر مستقلی قلمداد نمی کند. ببابراین رمان تاریخی نیز نوعی حماسه است. حماسه ای که باید این سرشت عمومی حماسه های کهن را در خود حفظ کند و این حفظ البته نه به صورت حفظ ساده بلکه به صورت حفظ دیالکتیکی- هگلی ِ نفی کردن – نگاه داشتن و اعتلا بخشیدن است که خود در رمان تاریخی شرحش می دهد. قهرمان اصلی رمان تاریخی نه مردان نامدار و نابغه و تنها و دسترس ناپذیر که مردمی اند که جریان های تاریخی را به وجود می آورند. قهرمانان نامدار تاریخی تنها ابزار و وسیله اراده روح جهانی به تعبیر هگل اند. آنها ممکن است آرمان ها و خواست های فردی خود را دنبال کنند، اما در نهایت ابزار اراده تاریخ اند(شرح هگل را در باره افراد تاریخ جهانی در عقل درتاریخ، ترجمه حمید عنایت می توان خواند ) . از این رو در رمان تاریخی ، این افراد نمی توانند به صورت چهره اصلی رمان ظاهر شوند. قهرمان اصلی رمان تاریخی افراد میانه حالی اند که موضع گیری مشخصی ندارند و از همین رو به دلیل نداشتن ثبات و به اصطلاح به دلیل حالت بینابینی یا شخصیت انتقالی شان می توانند از این اردوگاه متخاصم به اردوگاه متخاصم دیگر رفت و آمد کنند. لوکاچ طرح رمان تاریخی مورد نظر خود را اساسا بر مبنای رمان های والتر اسکات می ریزد. افراد تاریخ جهانی مثل اسکندر، ناپلئون، سزار و از این قبیل فقط تا آنجایی اهمیت دارند که بتوانند خواست جریان های اجتماعی را نمایندگی کنند، مانع آن شوند، یا آن را به پیش ببرند. روانشناسی و روحیه فردی آنها نیز در همین حد اهمیت دارد و نه بیشتر. پس اینها در رمان تاریخی، به قهرمانانی فرعی تبدیل می شوند. درنقدی که لوکاچ از مایر می کند، می توانیم دیدگاه های ضمنی خود لوکاچ را درباره این که رمان تاریخی چگونه باید باشد ببینم.

 

+ یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 17:35 به قلم شاپور بهیان |
چند کتاب

 

 

یک مجموعه عالی به همت گروهی از مترجمان دارد در زبان فارسی منتشر می شود به نام  درآمدی برفهم جامعه مدرن . این کتاب در اصل 4 جلد است . جلد اول آن 6 فصل دارد که هر فصل آن به صورت جداگانه ترجمه و منتشر شده است. درواقع این 6 جلدی که به فارسی درآمده است همان جلد اول است. ویراستار  انگلیسی جلد او استوارت هال  و برم گابین است  و ویراستار فارسی آن هم محمدنبوی. این 6 جلد عبارتند از

  1. روشنگری و تکوین علم اجتماعی، پیترهمیلتون، ترجمه محمد نبوی.
  2. شکل گیری دولت مدرن ، دیوید هلد، ترجمه عباس مخبر.
  3. پیدایش اقتصاد مدرن، ویون براون، ترجمه حس مرتضوی.
  4. دگرگونی ساختارهای اجتماعی؛ طبقه وجنسیت. هریت بردلی؛ ترجمه محمود  متحد
  5. صورت بندی های فرهنگی جامعه مدرن، رابرت باکاک؛ ترجمه مهران مهاجر.
  6. غرب وبقیه، استوارت هال، ترجمه محمود متحد.  

        ناشر این مجموعه نشر آگه است، سال انتشار هم 1386.

 

-         مجموعه داستان "زندگی مطابق خواسته تو پیش می رود" از امیرحسین خورشید فر.

-         عیش مدام درباره مادام بواری و فلوبر از ماریو بارگاس یوسا. ترجمه عبداله کوثری انتشارات نیلوفر.

-          یک رمان تاریخی به نام پیرمقدس، از کنراد فردیناند مایر، ترجمه محمود حدادی انتشارات نیلوفر. که فکر کنم اولین کتابی است که از این نویسنده مهم آلمانی به زبان فارسی در می آید و در مباحث مربوط به رمان تاریخی از کتاب های مرجع است.

-         این ها کتاب هایی بودند که نمی توانستم ازشان بگذرم.

+ شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:51 به قلم شاپور بهیان |
آب لوله کشی و تجدد

 

 

خردنامه این شماره مصاحبه­ای دارد با محمد توکلی طرقی. پیش­تر کتاب "تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ" را ازاو خوانده بودم.(نشرتاریخ ایران،1381). در این کتاب ، او تجدد را برخلاف نظر ماکس وبر، نتیجه تفکر غربی نمی داند، بلکه محصول آمیزش و پیوند فرهنگ­های سراسر جهان تصور می کند. به نظر او آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین، آزمایشگاه های تجدد بوده اند. خواندن مصاحبه او برای من هیجان انگیز بود. هم به دلیل اینکه از شخص خودش کمی حرف زده بود(هر چند با لهجه "تهرونی" و در تقابل با لحن جدی و ادب آمیز پاسخ هایش وقتی از بقیه مورخان و اندیشمندان با سوم شخص جمع یاد می کند- و از عشق اش به کتاب و خریدن کتاب و جمع کردن کتاب می گوید) و هم به دلیل بحث های بدیع­اش در باره تاریخ­نگاری. و مخصوصاً نظراتش در خصوص پزشکی نو و رابطه آن با تجدد در ایران. در اینجا او مدعی است که  گفتمان مشروطه و نگرش  آن به ایران و تاریخ ، شباهت بسیاری به تشریح و درمان پزشکی داشته است. و مفاهیمی چون "بحران"، "انقلاب"، "اختناق"، در اصل مفاهیمی عاریتی از علم پزشکی بوده­اند. به نظر او تجدد دولتی در دوره قاجار، در اصل کوششی برای پیشگیری از بیماری های مسری چون وبا بود که در واگیری تفاوتی بین شاه و گدا نمی گذاشت. از این جهت علت اصلی بیماری­هایی همچون وبا را  در "عفونت هوا" دانستند. پس برای رفع این عفونت، "نظام جدیدی" شکل گرفت که به "تعمیم دولت" و توسعه و بهسازی حریم عمومی و پیشبرد "منافع عامه" و "حفظ الصحه عمومی" انجامید. توکلی این روند پزشکی شدن را در دو مرحله می بیند. اول "عفونت هوا" و بعد "آلودگی آب". با بررسی ویروس­شناختی آب، آب نهرها و جویبارها، حوض خانه ها وسقاخانه ها، آب انبارها و خزانه های حمام، مرده شوی خانه ها- که به رنگ و بو و طعم صاف بود و با معیار آب کر و آب جاری مطابقت داشت ، عامل اصلی اشاعه بیماری شناخته شد. ارزش­های بهداشتی "نظافت" و "کثافت" به­تدریج در کنار معیارهای طهارت و نجاست مطرح شدند. به این ترتیب برای تصفیه و پالایش آب نهادهایی به­وجود آمد. آب لوله کشی شد و فضای زندگی شهری دگرگون گردید. خلا و مستراح به توالت، حمام عمومی به حمام های دوش دار خانه ها، حوض به دستشویی آشپزخانه و از این قبیل تبدیل شدند." آب تصفیه شده و گسترش آب لوله کشی، سیمای شهرها و بافت زندگی خانوادگی و خصوصی را دگرگون کرد". برق هم، چنین تغییراتی را در پی داشت. در مرحله نخست، کوشش برای "رفع عفونت هوا" به دگردیسی حریم عمومی و زندگی اجتماعی انجامید. در مرحله بعد، کوشش برای تصفیه آب و پاکسازی آن به دگرگونی فرهنگ شست شو و پخت و پز انجامید و تجدد خانگی شد. معیارهای علمی جایگزین معیارهای دینی مربوط به آب کر و پاک شد. مجتهدان در برابر این جایگزینی مقاومت کردند. رای پزشکان غالب شد و منزلت آنها بالا گرفت. بازاندیشی درمورد مفاهیم جدید و سعی در تطبیق دین و دانش نه از سوی مجتهدان که از جانب کسانی بود که از زمره پزشکان و ادبیان و دانشگاهیان بودند و برای پاسخگویی به مسائل بهداشتی به بازکاوی فرض های عملی احکام دینی پرداختند. افرادی مثل دکتر امیر اعلم، ذکاء الملک فروغی، سید حس تقی زاده، حسین کاظم زاده ایرانشهر، دکتر تومانیاسن، عطا الله شهاب پور و از این قبیل. توکلی می گوید کوشش برای تقارن دین و دانش، زمینه را برای شکل­گیری جنبش اسلامی و تحرک حوزه­های علمیه و طلبه های علوم دینی در دهه های 1320 به بعد را فراهم آورد. در دهه 20 گفتمان دینی نویی ساخته شد که به جای پرداختن به ملی گرایی و مسائل ملی و وطنی، مانند ملی گرایان، به "دردهای اجتماعی" پرداخت. در این گفتمان طبی- اخلاقی، اماکن عمومی همچون کافه و کاباره و تیاتر، تریا و بار و کلوپ، سینما و هتل و مهمانخانه که در غرب جلوه هایی از گسترش شهر نشینی و حریم عمومی بودند و ادب مدنی و آداب رفتاری جدیدی را عرضه می کردند، به عنوان اماکن فسق و فجور وفساد اخلاقی و عامل شیوع بیماری های اجتماعی  شناخته شدند. انقلاب و جنگ همه تعمیم همین دیدگاه بود. سپس اسلام به یک ایدئولوژی تبدیل شد و این تبدیل با تحولات ساختاری .و تکنولوژیک همراه بود. دانش دینی در دروس مدرسه و دانشگاه گنجانیده شد و دانشجویان به اجتهاد دینی رسیدند.  و توانستند با استقلال نظری به مسائل دینی بنگرند. و دین به یک نگرش انتخابی تبدیل شد. و در نتیجه همراه شدن تحولات ارتباطی، شخص و نفس جدیدی پدیدار شد که کاملاً با آنچه در ابتدای انقلاب انتظار می رفت، فرق دارد.

   توکلی  ضمناً حرف هایی هم درباره جواد طباطبایی و کتاب مکتب تبریز و ماشالله آجودانی و چند تایی دیگر دارد. این مصاحبه را امیرحسین تیموری انجام داده است. هرچند جور خاصی مصاحبه کرده است و آدم حس می کند بدش نمی آید طرقی را با این بزرگان در اندازد. مثلااز حسادت طباطبایی به او می گوید. اما طرقی که ظاهرا از این یارگیری ها و باند بازی های ایرانی داخل بی خبر است، باز هوشیارانه جواب می دهد. توکلی نمونه ایده آلی از یک تاریخ نگار است که هدفش کار علمی است. دغدغه شناخت تاریخ کشورش را دارد و می خواهد با این کار در اهتمام مردم کشورش در ساختن دنیایی نو مشارکت داشته باشد. بی آنکه به تمایز شرق شناسانه شرق و غرب باور داشته باشد. بی آنکه بخواهد از مفاهیم غیرتاریخی روش شناسی آن بهره گیرد می کوشد هر پدیده ای را در بستر تاریخ آن ببیند و از همین روی وقتی از "تجدد ایرانی" حرف می زند، دیگر برخلاف خیلی ها آدم را به یاد "آشپزی ایرانی"،"زن ایرانی"، "رمان ایرانی"، "ایرانی جنس ایرانی بخر" نمی اندازد. او معتقد است ایرانیان مثل خیلی فرهنگ های دیگر در ساختن مدرنیته شرکت داشته اند و مدرنیته امری نیست که سهم غرب باشد و ایرانیان آن را صرفاً اخذ کرده باشند.  از همین روی مدرنیته یا تجدد برای او پروژه ای فلسفی نیست. بیشتر پروژه ای جامعه شناختی است که در بستر حیات اجتماعی مردم شکل می گیرد و حاصل مساعی آنهاست.

مصاحبه توکلی در خردنامه شماره 21، آذرماه 86 آمده است/

+ دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:37 به قلم شاپور بهیان |

free Template Blog

قالب بلاگفا